منو تو با هم . . .
همه بهت زدن
چون که من تورو دارم ، تو من!
دیدی که کردیم به قولمون عمل
منو تو با هم . . .
غما دور میشن چون که دستامون از الآن تو هم
داریم می چرخیم ما به دور هم
هی می گفتی ما ما هم نمیشیمو همش یه رویاست...
رویا ها مال ماست هر وقت که خواستیمشون...
هی می گفتی خاطراتش می میره و میمونه این احساس
حالا دو تا شو داری ، هیچوقت نباختیمشون
تو مال من و من مال توام
این حق ماست چون که خواستیمش هر دو
حالا میگذره بازم لحظه ها ولی سخت نیست چون من تورو دارم
حالا تو خوشبخت ترینیو من خوشبخت ترینم
با هر بوسه هر روز بت میگم که
مهربونترینی
وقتی میبینم شادی ، انگار دنیارو دادی به من
چو که یادم میره هرچه غمه شادم با تو
میمیره میمیره میمیره میمیره میره غمها...
همیشه بین دستای منو تو فاصله بوده
ظاهرا این بودکه این رابطه دوره
ولی هر کس نفهمید
که پای ما تو راه عشق نلرزید
ما احساس داشتیمو انگار که احساسات با عث شده بود این دوریو فاصله ها کم بشه
یا که اونقد دوستم داشتیو تو شبو روزم گل کاشتیو ، نذاشتی این رابطه ها سرد بشه
یه نگاهی به رفتارات کن شاید اشتباهی در کارها شد
که تو فرشته ای و من آدم ولی هستیم با هم...

نه این بار
دیگه نیست بینمون دیوار
دیگه نمیمونم بی تو
تا آخر عمرم از دوریت بیزار
بدون نیاز دارم به تو نمیخوام بی تو بهشتو
با من هر جا باش با حرفات باز منو آروم کن تو عشقم...
یادته میترسیدی از اینکه من نخوامت یه روزی
ولی گفتم چشمتو باید به حقایق بدوزی
ازین حرفای امروزی هیچوقت نذار که بسوزی
گفتم که مرد تو هیچوقت عادت نداره به دوریت
فقط شرایط یه جوری مارو نذاشته بتونیم کنار هم باشیم
ولی دستی همراهت به زودی میشه و دیدی شد
حالا هم ما همواره زندونیم تو چشمای همو هستیم تو فردایی که میدیدیم

ت بعد از یه مدت طولانی بر گشتیم ، با یه عشق همیشگی...
ا میگفت نوشتن انگیزه میخواد حالا انگیزشم پیدا کرد پس میاد و مینویسه